سيد محمد كمره اى
416
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
واسطه آنكه آنها داد و فرياد كرده بودند كه ما را به خلاف قانون چرا نگاه مىداريد ؟ تا كى حبس كه رسيدگى بكنيد ؟ چهارده ماه كه حبس نمىشود . اگر مقصريم مجازات كو ؟ اگر بىتقصيريم چرا رها نمىكنيد ؟ چرا معاش عيالات ما را نمىدهيد ؟ چرا ما را با محبوسين رذل غيرپلتيكى يك جا جمع كردهايد ؟ آژانها جلوگيرى از آنها مىكنند . آنها بناى اشتلم مىگذارند . بعد آژانهاى نظميه ريخته ، آنها را فوق العاده صدمه مىزنند . نقل عدل الملك از كميته مجازات و غيره بعد از دكان عطار بهسمت خانه آمده ، درب خانه عدل الملك تعارف سر سكو و خوردن شربت و سيگار نموده ، نيم از شب تا دو نشسته صحبت نموديم . گفت من خبر از كميته مجازات نداشتم . كريم اصرار داشت به من ماموريتى بدهيد بروم بيرونها . وقت رفتن بعضى اسرار خيلى بزرگ مىگويم . بعد كه كميته مجازات بعضى عمليات كرد نصير السلطنه و محتشم السلطنه فقط به من گفتند قاضى و عماد هم بىخبر از كميته نيستند . يك روز قاضى در خيابان به من رسيد و گفت واقعا عجب قلمى داريد و اين بياننامه كميته مجازات را كه شب مهتاب است خوب نوشتهايد . من خلقم تنگ شده و گفتم تو ريقّو مىخواهى به من رنگ بزنى و مرا به كار خودت تهديد نمايى و رد گم كنى ؟ يكى دو مرتبه هم عماد و قاضى ديدند كه كريم آمده بود و با من در وزارت داخله خلوت كرده بود ، آنها همچه حدس زدند كه به من مطالب را گفته . كيفيت كميته گفتم كيفيت كميته را كه عقيده دارى بيان كنيد ؟ گفت اين فكر از منشىزاده ، بعد ابو الفتح خان و بعد مشكوة ، چون بين آنها در خصوص بعضى قضايا ، منجمله طرفيت كريم با آنها كه پولها گرفتهايد و به ما نمىدهيد و قضيه ورود بهادر السلطنه و غيره قاضى و عماد را به حكميت خواسته ، آنها چون مطلع شدند ناچارا آنها را جزو كميته نمودند . كشتن آقا محسن را آقا احسان الله خان كرد و الان جنگل است . حسين لله براى پاييدن او و شلوغ كردن . و الا او قابل جايى نيست . فقط رشيد السلطان و احسان الله خان كارى هستند ، مابقى جعلق و